منابع برای آموزش کردی سورانی

برای یک زبان‌شناس ایرانی دانستن یک زبان ایرانی غیر از فارسی فایده‌های فراوانی دارد. به طور خاص در حوزه‌هایی مثل زبان‌شناسی تاریخی و رده‌شناسی، و حتی در حوزه‌هایی مثل نحو فارسی، آشنا بودن با یک زبان ایرانی دیگر بصیرت خاصی می‌بخشد. من با مازندرانی لذت این نوع مقایسه‌ها را تجربه کرده‌ام اما دوست دارم زبان مستقل‌تر و متفاوت‌تری مثل کُردی را هم بیاموزم. فکر می‌کنم برای یک فارسی‌زبان آموختن کردی با گویش سورانی نسبت به گویش کرمانجی به شدت اولویت دارد زیرا اولا رایج‌ترین گویش کردی در ایران است، ثانیا به فارسی نزدیک‌تر است، ثالثا دستور ساده‌تری دارد (مثلا حالت دستوری —case— را روی اسم نشان نمی‌دهد و تفکیک جنسیت ندارد) رابعا عموما با الفبای عربی نوشته می‌شود (مثلا ویکی‌پدیای کُردی سورانی عمدتا با الفبای عربی نوشته شده اما ویکی‌پدیای کرمانجی با الفبای لاتین نوشته شده)، و خامسا در کردستان عراق که به گمان من آینده‌ی کُردی را در دست دارد و احیاگر و مدرن‌کننده‌ی اصلی زبان کُردی خواهد بود، گویش غالب گویش سورانی است.

من دو منبع مناسب برای یادگیری کردی به شکل خودآموزی یافته‌ام. منبع اول، راهنمای کردی سورانی به انگلیسی نوشته‌ی آقای تکستون است که از سایت دانشگاه هاروارد قابل بارگذاری است. این کتاب شامل قواعد دستور زبان، متن‌های نمونه با ترجمه، و یک واژه‌نامه‌ی چندهزار کلمه‌ای است و هر دو رسم‌الخط عربی و لاتین را پوشش می‌دهد. کتاب بسیار پرمحتوا اما فشرده است. یاد گرفتن کُردی در حد معنادار به کمک این متن فشرده برای کسی ممکن است که خوب انگلیسی بداند، با اصطلاحات اولیه‌ی دستوری آشنا باشد، فارسی بداند، و ترجیحا یک زبان ایرانی دیگر را هم بشناسد تا قواعد و الگوهای واجی راحت‌تر در ذهنش نهادینه شوند.

منبع دوم، کتاب فارسی «آموزش زبان کردی» نوشته‌ی سید محمدسینا احمدی است که خودش به طور رایگان آن را برای دانلود قرار داده. این کتاب شامل قواعد دستوری و واژه‌نامه‌ای مختصر است اما متن نمونه ندارد. این کتاب هرچند بسیار مختصرتر و کم‌محتواتر است اما این برتری را دارد که اولا به فارسی نوشته شده، ثانیا برای خواندنش نیازی نیست که در زبان‌شناسی یا دستور دستی داشته باشید، و ثالثا ساده‌تر نوشته شده. این که چنین کتاب‌هایی به فارسی نوشته می‌شوند اتفاق بسیار فرخنده‌ایست. نواقص همین کتاب هم فراوانند اما بالاخره باید به یاد داشته باشیم که حتی برای زبان ترکی آذری که در ایران جایگاه بسیار مهم‌تری دارد هم هیچ منبع فارسی مناسبی برای وجود ندارد. منابع ضعیف و مختصری که هستند هم آن‌چنان مشحون از تحسین و تمجیدهای غیر علمی از زبان ترکی هستند و آن‌چنان نگاه اصالت‌محوری به زبان دارند که گاهی خواندنشان واقعا آزارنده است.

در آغاز

«آمودریا» قرار است درباره‌ی زبان و زبان‌شناسی باشد. طبعا زبان فارسی بیشتر از هر چیز دیگر. آمودریا نام دیگر جیجون است. رودی که ایران افسانه‌ای را از توران افسانه‌ای جدا می‌کرد، و زمانی هم مرکز ناحیه‌ای بود که جولانگاه زبان‌های مختلف ایرانی بود، پیش از آن که زبان‌های ایرانی عمدتا از فرارود رانده شوند. پیشاپیش تاکید می‌کنم که من البته که به زبان‌های ایرانی علاقه دارم، اما فخرفروشی و جدل بر سر شکاف‌های زبانی را بی‌خردانه می‌یابم.

توضیح آن‌چه این وبلاگ نخواهد بود از آن‌چه خواهد بود مهم‌تر است. این‌جا خبری از نژادپرستی، قومیت‌پرستی، و به رخ کشیدن افتخارات تاریخی نخواهد بود. این‌جا چامسکی از کورش کبیر مهم‌تر خواهد بود، و هر دو در برابر علم و ادب (به هر دو معنا) هیچ خواهند بود.

هر آن‌چه که امروز موضوع علم زبان‌شناسی محسوب می‌شود، مورد علاقه‌ی من است. موضوعاتی مثل نحو، واج‌شناسی، رده‌شناسی زبان‌ها و تاریخ زبان‌ها بیشتر، و موضوعاتی مثل تحلیل گفتمان و روانشناسی زبان کمتر. و البته تردیدی نیست که علایق در طول زمان تغییر می‌کنند، مثل قالب وبلاگ.